احمد بن محمود ( معين الفقراء )

مقدمهء مصحح 14

تاريخ ملازاده ( فارسى )

طواويس بزرگترين شهريست درين نواحى بمجكث ، زندنه ، مغكان ، خجاده « 1 » و آنچه برون حايط است : بيكند ، فربر ، كرمينيه ، خديمنكن ، خرغانكث ، مذيامجكث « 2 » و طواويس شهريست بارودار ، و از ماوراء النهر هرسال وقتى معلوم آنجا جمله شوند ، آب روان و باغ و بوستان فراوان باشد ، و قهندزى دارد ، و شارستان و مسجد آدينه در شارستان بود ، و كرباس بسيار خيزد از آنجا ، و ديگر شهرها كه درون ديوارست به يكديگر نزديك باشند ، در عمارت و بزرگى كرمينيه بزرگتر از طواويس بود ، خرغانكث و مذيامجكث « 3 » هردو برابر يكديگر بوند در عمارت ، و هر منبرى از نواحى بخارا ناحيتى دارد ، مگر بيكند كه روستاندار ، ليكن قرب هزار رباط دارد ، بيكند را ديوار هست ، و در مسجد آدينه محرابى ساخته‌اند كه در همه ماوراء النهر با تكلف‌تر از آن نيست ، فربر « 4 » شهريست بنزديك جيحون و روستا دارد ، و زبان اهل بخارا زبان اهل سغد باشد ، و مردمان بخارا فاضلان باشند ، و معاملت بدرم كنند ، و سيم ايشان غدربى « 5 » و جز بديار ماوراء النهر نرود ، و بيشتر قبا و كلاه پوشند ، و در بخارا درون شهر و بيرون شهر بازارها باشد ، بوقتهاى معلوم كه روز بازار آنجا جمله شوند ، و بسيار بازرگانى كنند ، و از بخارا و نواحى كرباس و زندنيجى « 6 » خيزد ، و شنوده‌ام كه قهندز بخارا را خاصيتى هست كه هرگز جنازهء هيچ پادشاه ازين قهندز بيرون نياورده‌اند ، و هرآن رايتى كه درين قهندز بسته‌اند ، نديده‌اند كه شكسته شدست ، و گويند كه اصل مردم بخارا در قديم قومى بودند كه از اصطخر

--> ( 1 ) - اصل : محكت ، زبديه ، معكان ، حجاره . ( 2 ) - اصل : بيكند ، قرين ، كرمينيه حد منكر جرعانكت ، مد بامجكت . ( 3 ) - اصل : جرعانكت و مدمامحكت ، ( 4 ) - اصل : قرين . ( 5 ) - مقصود سكهء غطريفى است ، منسوب به « غطريف بن عطاء » كه در ذيل صفحهء 29 نيز توضيح داده‌ايم و در تاريخ بخارا ( چاپ پاريس ، ص 35 ) آمده كه : « عامهء مردمان غدريفى خواندندى » ( 6 ) - اصل : رندنحى ، منسوبست به « زندنه » كه ذكرش گذشت و باز خواهد آمد ، در معجم البلدان نيز همينطور ضبط شده ، و در مسالك چنين است : . . . و ثياب من الصوف تستحسن ، و نيز ر ك : تكملهء حواشى ص 79 س 8 : . . . و لباس او قباى زندنيجى بود .